تبليغاتX
چنگ در پرده - مادر

چنگ در پرده

چنگ در پرده همین می دهدت پند ولی ******وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی

مادر

دو برادر بودند و مادری ، هر شب یک برادر به خدمت مادر مشغول شدی
و یک برادر به خدمت خداوند مشغول بود . آن شخص که به خدمت خدا مشغول بود
با خدمت خدایش خوش بود. برادر را گفت: امشب نیز خدمت خداوند به من ایثار کن .
چنان کرد . آن شب به خدمت خداوند سر به سجده نهاد. در خواب دید که آوازی آمد که : برادر تو بیامرزیدیم و تو را بدو بخشیدیم.
او گفت : آخر من به خدمت خدای مشغول بودم و او به خدمت مادر ، مرا در کار او می کنید؟
گفتند: زیرا که آنچه تو می کنی ما از آن بی نیازیم ، ولیکن مادرت از آن بی نیاز نیست
که برادرت خدمت کند.

                                (تذکره الاولیا-ذکر 79 ، ابوالحسن خرقانی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 17:6  توسط سمیه  |